جمال الدين محمد الخوانساري

37

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

از براي أهل آنجا فرستد همان نيز خوبست واجر عظيم دارد . و « جمع كن دين خود را وامانت خود را بانصاف » يعنى همين كه انصاف بياورى از نفس خود وعدل كنى در رعيت جمع كنى ميان دين وامانت خود ، وصاحب هر دو باشى . ومراد به « انصاف آوردن از نفس خود » اينست كه خود را با هر كس برابر داند كه گويا خود را نصفى دانسته « 1 » وأو را نصفى ، وخود را بر ديگرى ترجيح ندهد ، وهر گاه بيند در مقدّمه كه « 2 » حق با ديگريست اقرار كند بآن ورعايت خود نكند . 5194 ذو الافضال مشكور السّيادة . صاحب احسان شكر كرده شده بزرگيست ، يعنى مردم بزرگى أو را شكر كنند وراضى وخشنود باشند بآن . 5195 ذو المعروف محمود العادة . صاحب عطا ستوده عادت است يعنى عادت أو نزد خدا وخلق ستوده ومحمودست . 5196 ذو الكرم جميل الشّيم مسد للنّعم وصول للرّحم . صاحب كرم نيكو خوست ، احسان كنندهء نعمتهاست ، پيوند كننده است مر خويشى را ، يعنى صلهء خويشان بجا مىآورد . 5197 ذو الشّرف لا تبطره منزلة نالها وان عظمت كالجبل الّذى لا تزعزعه الرّياح ، والدّنىّ تبطره أدنى منزلة كالكلأ الّذى يحرّكه مرّ النّسيم . صاحب شرف وبلندى مرتبه مدهوش نمىكند أو را منزلتي كه برسد أو بآن

--> ( 1 ) خطّ شارح ( ره ) نسبت باين كلمه مشوّش است ، زيرا آن « داشته » نيز خوانده مىشود چنانكه در بعضي از نسخ ديگر نيز چنان ضبط شده است ليكن متن بقرينهء « داند » در سابق بهتر است . ( 2 ) در نسخه أصل وساير نسخ : « كه در مقدّمه » .